|
در دوست داشتن به تفاهم نرسیدیم.در نفرت نیز نخواهیم رسید. چرا که من هنوز دوستت دارم
باران میبارد و خاک از پنجره گونه ی من برمیدارد قلب من هردم بسان ابر
میزند رعدی پرخروش و تو با دیده ی نفرت که مرا خار کند مینگری من خروشان
چون موج و تو چون سنگ خموش
تو چه میدانی؟ چه یقینی نشسته حتی بر پست ترین ذرات جانم که یقین
دارم، روزی، سروستان، مرا میکند نماد انسان. و انسان میشود نماد ایستادگی در
عشق و پیمان تو چه میدانی؟
در پشت این دیوار که هر روز از نفرت آبیاریش میکنی تا به آسمان برسد.
کاش میدانستی یک نفر بی خورشید میمیرد
به فکر شکستنم مباش من حقارت خویش را در آیینه ی چشمانت دیده ام. به فکر شکستنم نباش. آیینه ها پیشتر مرا شکسته اند
شمع و پروانه را بگذر که در این عصر رایانه تو در اندیشه ی آنکه بکشی ویروس عشقم من بلاگم پاک کردم تا که این ملت نپرسند در عوض بلاک کردی تا نبینم توییت هاتو تو گذاشتی عکست فیسبوک و مرا هلاک کردی فیس بوک تابلو بود آبجی،عکستو بذار فرندفید تیری دی مکس دلت رو آپلود کن توی توییت پیک من تو بالاترین حتی سخن از عشق تو گفتم سخن از عشق تمام که روت زیاد میشه دوباره نتیجه ی یک ساعت و نیم کلاس حسابرسی:دی
شب هنوز تاریک است.و دل من در پی فانوسی،که به اشتباه خویش افتاد و خاموش شد.تاوان اشتباهی کوچک،زیستن در سایه است.
یک دل اسیر کویر سوزان یک دل دچار روزمرگی باران روزگار غریبیست نازنین |
About
و مرا غصه ي اين هرگز كشت Archivesآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
|